معنی ۱neutral · 85%
رنگ قرمز عمیق و پررنگ، معمولاً با تهرنگی اندکی بنفش.
مثالهای طبیعی
Crimson would suit the dining room walls.
قرمز سیر به دیوارهای اتاق غذاخوری میآید.
She prefers crimson to pale pink.
او قرمز سیر را به صورتی کمرنگ ترجیح میدهد.
The sky faded from crimson into gold.
رنگ آسمان کمکم از سرخ سیر به طلایی تغییر کرد.
نکتهٔ کاربردی
در نقش اسم، crimson نام یک رنگ است؛ در crimson dress صفتی برای توصیف لباس است.
ترکیبهای رایج
— قرمز بسیار پررنگ و تیره
