critic
B2اسم/US /krˈɪtɪk/ KRĬT-ĭk; UK /krˈɪtɪk/ KRĬT-ĭk/
عیب گور، نقدگر

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
critic یعنی عیب گور. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عیب گور، نقدگر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.