کسی که شغلش بررسی و ارزیابی فیلم، کتاب یا آثار هنری است.
مثالهای طبیعی
A film critic praised the ending.
یک منتقد فیلم از پایان داستان تعریف کرد.
Critics disagreed about the new novel.
منتقدان دربارهٔ رمان جدید اختلاف نظر داشتند.
She works as a music critic.
او به عنوان منتقد موسیقی کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
critic میتواند نقد تخصصی بنویسد؛ criticism به خودِ نقد اشاره دارد، نه فرد منتقد.
