چیزی که برای موفقیت یا نتیجهٔ یک کار اهمیت فوقالعادهای دارد.
مثالهای طبیعی
Reliable communication is critical during storms.
ارتباط قابلاعتماد هنگام طوفان حیاتی است.
Clear instructions are critical to our success.
دستورالعملهای روشن برای موفقیت ما ضروریاند.
The final review is the most critical stage.
بازبینی نهایی حساسترین مرحله است.
نکتهٔ کاربردی
Critical to a goal یعنی برای رسیدن به هدف ضروری؛ اما critical of someone به معنی انتقادکردن از شخص است.
