ابراز نارضایتی از کسی یا چیزی با اشاره به نقصها.
مثالهای طبیعی
Several colleagues criticized the unrealistic deadline.
چند نفر از همکاران از مهلت غیرواقعبینانه انتقاد کردند.
The mayor was criticized for ignoring residents.
از شهردار به دلیل نادیدهگرفتن ساکنان انتقاد شد.
Please do not criticize her choice without listening first.
لطفاً پیش از شنیدن حرفهایش از انتخاب او انتقاد نکن.
نکتهٔ کاربردی
پس از criticize مفعول مستقیم میآید؛ برای بیان دلیل انتقاد از for استفاده کنید.
