معنی ۱neutral · 85%
صدای کوتاه و بم و خشنی که حیوانی یا فردی با صدای گرفته درمیآورد.
مثالهای طبیعی
A frog’s croak rose above the insects.
صدای قورقور قورباغه از صدای حشرات بلندتر شد.
We heard three croaks from the reeds.
از میان نیها سه بار صدای قورقور شنیدیم.
His greeting came out as a weak croak.
سلامش با صدایی گرفته و ضعیف از گلویش بیرون آمد.
نکتهٔ کاربردی
croak میتواند فعل هم باشد؛ a croak خودِ صداست، نه عمل تولید آن.
ترکیبهای رایج
— صدای خشنِ قورباغه
