کسی که دزدی یا کلاهبرداری میکند، بهویژه بهصورت عادت.
مثالهای طبیعی
The crook escaped with the stolen jewelry.
آن خلافکار با جواهرات دزدیدهشده فرار کرد.
That online crook sold fake tickets.
آن کلاهبردار اینترنتی بلیتهای تقلبی میفروخت.
Several crooks were arrested after the fraud investigation.
پس از تحقیق دربارهٔ کلاهبرداری، چند خلافکار بازداشت شدند.
نکتهٔ کاربردی
crook غیررسمی و قضاوتآمیز است؛ پیش از اثبات جرم بهتر است از alleged fraudster یا suspect استفاده شود.
