خمیده یا پیچخورده، نه صاف یا کاملاً همراستا.
مثالهای طبیعی
The hallway has a crooked wooden staircase.
راهروی خانه یک راهپلهٔ چوبی کج دارد.
Your picture looks crooked on the wall.
تابلویت روی دیوار کج به نظر میرسد.
One of my front teeth is more crooked than the others.
یکی از دندانهای جلوییام از بقیه کجتر است.
نکتهٔ کاربردی
crooked لزوماً به معنای آسیبدیده نیست؛ ممکن است چیزی فقط کج یا نامیزان باشد.
