معنی ۱neutral · 85%
حاصل جفتگیری حیواناتی از دو نژاد متفاوت.
مثالهای طبیعی
They adopted a crossbred puppy from the shelter.
آنها تولهسگی دورگه را از پناهگاه حیوانات به سرپرستی گرفتند.
Several calves are crossbred rather than purebred.
چند گوساله دورگهاند و نژاد خالص ندارند.
The vet confirmed that their horse was crossbred.
دامپزشک تأیید کرد که اسبشان دورگه است.
نکتهٔ کاربردی
crossbred تبار نژادی را توصیف میکند و بهخودیخود به معنای کیفیت پایینتر نیست.
