معنی ۱neutral · 85%
حیوان یا گیاهی که والدین آن از نژادها یا گونههای پرورشیِ متفاوتاند.
مثالهای طبیعی
The puppy is a crossbreed of two working breeds.
این تولهسگ حاصل آمیزش دو نژاد کاری است.
Several crossbreeds produced unusually colorful flowers.
چند نمونهٔ دورگه گلهایی با رنگهای غیرمعمول تولید کردند.
A small crossbreed arrived at the rescue center yesterday.
دیروز یک حیوان دورگهٔ کوچک به مرکز نجات حیوانات آورده شد.
نکتهٔ کاربردی
crossbreed در نقش اسم نام فرزند دورگه است؛ در نقش فعل به معنای جفتدادن نژادهای متفاوت است.
