معنی ۱informal · 85%
کسی که با مسائل جزئی زود آزرده میشود و سریع شروع به شکایت میکند.
مثالهای طبیعی
Our crotchety neighbor objects to every loud noise.
همسایهٔ بدخلقمان به هر صدای بلندی اعتراض میکند.
Dad gets crotchetier when he skips lunch.
وقتی پدر ناهار نمیخورد، بداخلاقتر میشود.
The supervisor seemed unusually crotchety during the meeting.
سرپرست در طول جلسه بهطرز غیرمعمولی کجخلق به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
crotchety به خلقوخو اشاره دارد، نه قلاب یا خمیدگی فیزیکی؛ برای توصیف اشخاص با احتیاط استفاده کنید.
