ظرفی مقاوم به دمای بسیار بالا که میتوان مواد را در آن ذوب کرد.
مثالهای طبیعی
The technician placed the sample inside a crucible.
تکنسین نمونه را داخل بوتهٔ ذوب گذاشت.
Molten silver flowed from the crucible into a mold.
نقرهٔ مذاب از بوتهٔ ذوب به داخل قالب ریخته شد.
Our workshop ordered three heatproof crucibles.
کارگاه ما سه بوتهٔ مقاوم در برابر حرارت سفارش داد.
نکتهٔ کاربردی
crucible خودِ ظرف است، نه کورهای که آن را گرم میکند.
