کمبود مهارت، ظرافت یا ملاحظه در شیوهٔ انجام کاری.
مثالهای طبیعی
The crudity of the special effects distracted viewers.
زمختیِ جلوههای ویژه حواسِ تماشاگران را پرت کرد.
Despite its crudity, the device worked surprisingly well.
این دستگاه با وجود خامدستیِ ساختش، بهشکل شگفتآوری خوب کار میکرد.
Critics objected to the crudity of the proposed solution.
منتقدان به خامدستیِ راهحلِ پیشنهادی اعتراض کردند.
نکتهٔ کاربردی
این معنای غیرقابلشمارش به ناپختگی یا کمبود ظرافت در کل اشاره دارد؛ الزاماً توهینآمیز نیست.
