تلاش جدی و پیگیر فرد یا گروهی برای ایجاد تغییر اجتماعی.
مثالهای طبیعی
Her crusade against corruption gained national support.
کارزار او علیه فساد، حمایت مردم در سراسر کشور را جلب کرد.
The doctor launched a crusade to reduce smoking.
آن پزشک کارزاری برای کاهش مصرف سیگار به راه انداخت.
Several crusades for safer streets have shaped city policy.
چندین کارزار برای ایمنتر شدن خیابانها بر سیاستگذاری شهری اثر گذاشتهاند.
نکتهٔ کاربردی
crusade تعهد اخلاقی و شور شدید را القا میکند و ممکن است در گزارش بیطرفانه لحنی بیش از حد ستیزهجویانه داشته باشد.
