چیزی را آنقدر محکم فشردن که بشکند، شکلش را از دست بدهد یا کوچکتر شود
مثالهای طبیعی
Crush the garlic before adding it to the sauce.
پیش از اضافه کردن سیر به سس، آن را له کنید.
The heavy box crushed the containers underneath.
جعبهٔ سنگین ظرفهای زیر خود را له کرد.
Machines crush the cans into compact blocks.
دستگاهها قوطیها را به بلوکهای فشرده تبدیل میکنند.
نکتهٔ کاربردی
مفعول با فشار شدید بهطور فیزیکی فشرده، شکسته یا تغییرشکل داده میشود.
