بخش بیرونی و نسبتاً سفت نان، شیرینی یا غذای پختهشده.
مثالهای طبیعی
My daughter always leaves the crust on her bread.
دخترم همیشه پوستهٔ نانش را باقی میگذارد.
This pie has a golden crust.
این پای پوستهای طلایی دارد.
Please remove the crusts from both slices.
لطفاً پوستهٔ هر دو برش نان را جدا کنید.
نکتهٔ کاربردی
Crusts میتواند به لبههای بریدهشدهٔ نان اشاره کند؛ a crust هم میتواند پوستهٔ کامل یک پای باشد.
