معنی ۱neutral · 86%
بچهٔ خرس، شیر، روباه یا بعضی پستانداران دیگر.
مثالهای طبیعی
A lion cub followed its mother.
یک تولهشیر دنبال مادرش میرفت.
The bear cubs played beside the river.
تولهخرسها کنار رودخانه بازی میکردند.
Each cub stays close to its mother.
هر توله نزدیک مادرش میماند.
نکتهٔ کاربردی
cub برای بچهٔ بعضی پستانداران وحشی به کار میرود؛ به بچهٔ همهٔ حیوانات cub نمیگویند.
ترکیبهای رایج
— تولهٔ خرس
