معنی ۱neutral · 85%
مرتبط با کشور کوبا، مردم یا فرهنگ آن.
مثالهای طبیعی
The band played traditional Cuban music.
گروه موسیقی قطعههای سنتی کوبایی اجرا کرد.
Her grandfather is Cuban.
پدربزرگش کوبایی است.
We learned two Cuban recipes yesterday.
دیروز طرز تهیهٔ دو غذای کوبایی را یاد گرفتیم.
نکتهٔ کاربردی
مانند دیگر صفتهای ملیتی، برای مقایسهٔ معمولِ خاستگاه از Cubaner یا more Cuban استفاده نکنید.
ترکیبهای رایج
— موسیقی برخاسته از سنتهای کوبا
