معنی ۱neutral · 85%
سبکی در هنر نوگرا که سوژهها را با شکلهای هندسی و از زاویهدیدهای چندگانه و بخشبندیشده نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Cubism transformed how artists represented ordinary objects.
کوبیسم شیوهٔ بازنمایی اشیای روزمره در هنر را دگرگون کرد.
In cubism, faces may appear from several angles at once.
در کوبیسم ممکن است چهرهها همزمان از چند زاویه دیده شوند.
Her work draws on cubism without copying Picasso.
آثار او از کوبیسم تأثیر گرفتهاند، بیآنکه از پیکاسو تقلید کنند.
نکتهٔ کاربردی
Cubism نام یک سبک هنری است؛ cubic یعنی «مکعبی» و مترادف آن نیست.
