معنی ۱neutral · 85%
شیوهای از نوشتن با نشانههای میخمانند که در بینالنهرین باستان پدید آمد.
مثالهای طبیعی
The clay tablet was covered in cuneiform.
لوح گِلی با نوشتههایی به خط میخی پوشیده شده بود.
Researchers learned to read cuneiform from surviving inscriptions.
پژوهشگران با کمک کتیبههای بهجامانده خواندن خط میخی را آموختند.
The newly discovered records preserve early cuneiform.
اسناد تازهکشفشده نمونههایی از خط میخیِ آغازین را حفظ کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
cuneiform نام خط است، نه یک زبان؛ چند زبان باستانی مختلف با خط میخی نوشته میشدند.
