با هدف درمان بیماری یا دارای توان درمان آن، نه صرفاً تسکین علائم.
مثالهای طبیعی
The doctor explained the curative aim of the procedure.
پزشک هدف درمانیِ این اقدام پزشکی را توضیح داد.
Surgery may be curative in some early cases.
جراحی ممکن است در بعضی مواردِ اولیه به درمان کامل بینجامد.
Researchers assessed several curative treatments for the infection.
پژوهشگران چند روش درمانی با هدف ریشهکنکردن عفونت را ارزیابی کردند.
نکتهٔ کاربردی
curative با palliative متفاوت است؛ مراقبت تسکینی کاهش رنج را هدف میگیرد و الزاماً بیماری را درمان نمیکند.
