معنی ۱neutral · 95%
دارای پیچوخمها یا حلقههای زیاد
مثالهای طبیعی
She has short curly hair.
او موهای کوتاه و فر دارد.
His hair is naturally curly.
موهای او بهطور طبیعی فر است.
My hair is curlier than my sister's.
موهای من از موهای خواهرم فرتر است.
نکتهٔ کاربردی
از curly بهویژه برای موهایی استفاده کن که بهجای صاف بودن، حالت پیچخورده یا حلقهای دارند.

