سخنانی که با آنها برای کسی آرزوی آسیبدیدن یا بداقبالی میکنند.
مثالهای طبیعی
The witch placed a curse on the prince.
جادوگر شاهزاده را نفرین کرد.
They believed the old curse still affected the house.
آنها باور داشتند نفرین قدیمی هنوز بر آن خانه اثر میگذارد.
Removing curses requires a special potion.
برای باطلکردن نفرینها به معجون ویژهای نیاز است.
نکتهٔ کاربردی
این معنی اغلب در داستانها یا باورهای مربوط به جادو میآید و به معنای تأیید واقعیبودن نیروی فراطبیعی نیست.
