معنی ۱neutral · 85%
دارای شکلی با انحنای نرم و پیوسته، نه خطی مستقیم.
مثالهای طبیعی
The museum has a curved glass roof.
موزه سقفی شیشهای و منحنی دارد.
This road becomes sharply curved near the bridge.
این جاده نزدیک پل پیچ تندی پیدا میکند.
The new chair has more curved arms.
صندلی جدید دستههای خمیدهتری دارد.
نکتهٔ کاربردی
Curved با crooked فرق دارد: curved میتواند انحنایی نرم و عمدی باشد؛ crooked اغلب کجبودن یا پیچوتاب نامنظم را میرساند.
