معنی ۱neutral · 86%
کیسهای پارچهای و نرم که با مواد مختلف پر شده و برای راحتی روی صندلی یا مبل قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
She put a cushion behind her back.
او کوسنی پشت کمرش گذاشت.
The sofa has three blue cushions.
روی مبل سه کوسن آبی هست.
Could I borrow that cushion for my chair?
میتوانم آن کوسن را برای صندلیام قرض بگیرم؟
نکتهٔ کاربردی
Cushion معمولاً زیر کمر یا روی نشیمن قرار میگیرد؛ pillow اغلب هنگام خواب زیر سر است.
ترکیبهای رایج
— کوسنی که روی مبل گذاشته میشود
