شخص یا نهادی که مسئولیت حفاظت یا مراقبت از چیزی ارزشمند به او سپرده شده است.
مثالهای طبیعی
The museum appointed a custodian for its rare manuscripts.
موزه برای نسخههای خطی کمیاب خود یک مسئول نگهداری تعیین کرد.
She serves as custodian of the company archives.
او مسئول حفظ و نگهداری اسناد بایگانی شرکت است.
Local custodians safeguarded the historic site during repairs.
متولیان محلی هنگام تعمیرات از محوطهٔ تاریخی محافظت کردند.
نکتهٔ کاربردی
custodian بر مسئولیتی که به فرد سپرده شده تأکید دارد؛ owner به کسی گفته میشود که قانوناً مالک دارایی است.
