custody
B1اسم/US /kˈʌstədiː/ KŬST-əd-ē; UK /kˈʌstədiː/ KŬST-əd-ē/
حبس، حفاظت

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
custody یعنی حبس. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حبس، حفاظت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.