مسئولیت قانونیِ مراقبت و کنترل یک کودک
مثالهای طبیعی
The parents agreed to share custody of their daughter.
والدین توافق کردند حضانت دخترشان را مشترکاً بر عهده داشته باشند.
The court granted custody to the child's father.
دادگاه حضانت کودک را به پدرش واگذار کرد.
She has sole custody of both children.
او حضانت انحصاری هر دو کودک را بر عهده دارد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی در حقوق خانواده و ترتیبات مربوط به والدگری رایج است.
