تقسیم کردن چیزی یا کوچکتر کردن آن با استفاده از یک ابزار تیز.
مثالهای طبیعی
She cuts the apple with a knife.
او سیب را با چاقو میبُرد.
He cuts the paper into small pieces.
او کاغذ را به تکههای کوچک میبُرد.
I cut my hair every few months.
من هر چند ماه یکبار موهایم را کوتاه میکنم.
نکتهٔ کاربردی
فعل cut برای بریدن، جدا کردن یا کوتاه کردن چیزی با یک ابزار تیز استفاده میشود. شکل گذشته آن نیز cut است و به صورت cutted استفاده نمیشود.

