زخمی که در آن پوست بر اثر جسمی تیز بریده شده است
مثالهای طبیعی
He has a small cut on his finger.
او بریدگی کوچکی روی انگشتش دارد.
Wash the cut with clean water.
محل بریدگی را با آب تمیز بشوی.
She had several cuts on her hands.
او چند بریدگی روی دستهایش داشت.
نکتهٔ کاربردی
برای مشخص کردن محل زخم، از `cut on + body part` استفاده میشود.

