بهگونهای تصویرشده که بخشی از پوششِ بیرونی حذف شده تا داخلِ جسم دیده شود.
مثالهای طبیعی
A cutaway diagram revealed the engine’s cooling system.
یک نمودارِ مقطعنما سامانهٔ خنککاریِ موتور را نشان داد.
Visitors examined a cutaway model of the old submarine.
بازدیدکنندگان مدلِ مقطعنمای زیردریاییِ قدیمی را بررسی کردند.
The manual includes cutaway drawings of the gearbox.
این دفترچه شامل نقشههای مقطعنمای جعبهدنده است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب بهصورت صفتِ پیشین در cutaway diagram یا cutaway view به کار میرود.
