معنی ۱neutral · 85%
برش نازکی از گوشت که اغلب با پودر سوخاری پوشانده و برای غذا پخته میشود.
مثالهای طبیعی
I ordered a chicken cutlet with salad.
یک کتلت مرغ همراه سالاد سفارش دادم.
She coated the cutlets in breadcrumbs.
او کتلتها را به پودر سوخاری آغشته کرد.
We need four pork cutlets for dinner.
برای شام به چهار برش کتلت گوشت خوک نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
Cutlet معمولاً یک وعده یا تکهٔ غذاست؛ steak برش یا شیوهٔ تهیهٔ متفاوتی دارد. در بعضی غذاها کتلت سبزیجات هم درست میشود.
