شخصی که کارش بریدن مواد به شکلها یا قطعات مختلف است
مثالهای طبیعی
The cutter marked the fabric before cutting it.
برشکار پیش از بریدن پارچه روی آن علامت گذاشت.
A skilled stone cutter carved the inscription.
سنگتراش ماهری کتیبه را تراشید.
Experienced cutters know how to reduce wasted cloth.
برشکاران باتجربه میدانند چطور دورریز پارچه را کم کنند.
نکتهٔ کاربردی
در عنوانهای شغلی مانند stone cutter و fabric cutter، واژهٔ cutter شخص برشدهنده است، نه لزوماً ابزار.
