معنی ۱neutral · 90%
چاقوی کوتاه و نوکتیزی که برای استفاده بهعنوان سلاح طراحی شده است
مثالهای طبیعی
A silver dagger lay inside the glass case.
خنجری نقرهای داخل ویترین شیشهای قرار داشت.
The guard kept a dagger at his belt.
نگهبان خنجری به کمربندش بسته بود.
Actors used wooden daggers for the fight scene.
بازیگران برای صحنهٔ مبارزه از خنجرهای چوبی استفاده کردند.
نکتهٔ کاربردی
dagger تیغهای کوتاه است که بهطور سنتی برای ضربهٔ فروکردنی ساخته میشد و اغلب دو لبه دارد. چاقوی معمولی ممکن است برای غذا یا کارهای روزمره باشد.
