معنی ۱neutral · 90%
مانعی ساختهشده روی رودخانه یا دره برای کنترل یا ذخیرهٔ آب
مثالهای طبیعی
The dam supplies water to several nearby towns.
این سد آب چند شهر نزدیک را تأمین میکند.
A new dam reduced seasonal flooding downstream.
سد جدید سیلابهای فصلی در پاییندست را کاهش داد.
Several dams generate electricity along the river.
چند سد در امتداد رودخانه برق تولید میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Dam` سازهای است که آب را مسدود یا تنظیم میکند؛ `reservoir` تودهٔ آب ذخیرهشده پشت آن است.
