معنی ۱neutral · 90%
آسیب فیزیکیای که کارایی، زیبایی یا ارزش چیزی را کمتر میکند
مثالهای طبیعی
The storm caused serious damage to several roofs.
توفان به چند سقف آسیب جدی وارد کرد.
There was little damage to the car.
آسیب واردشده به خودرو کم بود.
Engineers inspected the damage carefully.
مهندسان آسیب واردشده را با دقت بررسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Damage` معمولاً غیرقابلشمارش است؛ از `some damage` استفاده میشود، نه `a damage`.
ترکیبهای رایج
— به چیزی آسیب فیزیکی وارد کردن

