دچار آسیب فیزیکی یا کاهش کارایی، ارزش یا اثربخشی شده.
مثالهای طبیعی
The glass arrived damaged despite careful packing.
شیشه با وجود بستهبندی دقیق، آسیبدیده به دستمان رسید.
Several damaged vehicles blocked the narrow road.
چند وسیلهٔ نقلیهٔ آسیبدیده راه باریک را بسته بودند.
The roof was more damaged than we expected.
سقف از آنچه انتظار داشتیم بیشتر آسیب دیده بود.
نکتهٔ کاربردی
Damaged به آسیبی اشاره دارد که رخ داده است؛ damaging چیزی را توصیف میکند که باعث آسیب میشود.
