شخصی که میرقصد، بهویژه کسی که رقصیدن مهارت یا شغل اوست.
مثالهای طبیعی
The dancer moved across the stage.
رقصنده در طول صحنه حرکت کرد.
My sister is a very good dancer.
خواهرم رقصندهٔ خیلی خوبی است.
Ten dancers performed in the show.
ده رقصنده در نمایش اجرا کردند.
نکتهٔ کاربردی
dancer به شخص اشاره دارد. dance میتواند به فعالیت رقصیدن، حرکتهای رقص یا یک رویداد اشاره کند.

