معنی ۱neutral · 85%
فردی که اهل کشور دانمارک است.
مثالهای طبیعی
A Dane joined the exchange program today.
امروز یک فرد دانمارکی به برنامهٔ تبادل پیوست.
Several Danes moved abroad for work.
چند دانمارکی برای کار به خارج از کشور مهاجرت کردند.
My supervisor is a Dane from Copenhagen.
سرپرستم فردی دانمارکی اهل کپنهاگ است.
نکتهٔ کاربردی
Dane به شخص اشاره دارد؛ Danish صفت ملیتی و نام زبان است: Danish food و speak Danish.
ترکیبهای رایج
— فردی که اصالتاً اهل دانمارک است
