آنقدر شجاع بودن که کاری دشوار، پرخطر یا ترسناک را انجام دهیم
مثالهای طبیعی
She dared to challenge the manager during the meeting.
او جرئت کرد در جلسه مدیر را به چالش بکشد.
Nobody dared to cross the bridge in that wind.
هیچکس در آن باد جرئت نکرد از پل عبور کند.
He finally dared to apply for the international role.
او سرانجام جرئت کرد برای آن موقعیت شغلی بینالمللی درخواست بدهد.
نکتهٔ کاربردی
`Dare to` بیشتر بر شجاعت یا خطر تأکید دارد تا صرفاً تمایل به انجام کار.
