معنی ۱neutral · 85%
دعوت چالشبرانگیز به انجام کاری خطرناک، خجالتآور یا دشوار.
مثالهای طبیعی
She accepted a dare to sing on stage.
او چالشِ آوازخواندن روی صحنه را پذیرفت.
He jumped the fence on a dare.
او فقط بهخاطر جرئتآزمایی از حصار پرید.
Some dares are dangerous and should be refused.
بعضی جرئتآزماییها خطرناکاند و باید ردشان کرد.
نکتهٔ کاربردی
dare در نقش اسم معمولاً چالشی از طرف شخص دیگری است؛ فعل dare همچنین میتواند به معنای جرئتِ انجام کاری داشتن باشد.
