روشنایی یا رنگ چیزی را تیرهتر کردن، یا خودبهخود تیرهتر شدن.
مثالهای طبیعی
Heavy curtains darkened the room before the film.
پردههای ضخیم پیش از شروع فیلم اتاق را تاریک کردند.
The sky darkened as the storm approached.
با نزدیکشدن طوفان، آسمان تیره شد.
This dye will darken your hair by two shades.
این رنگ مو، موهایت را دو درجه تیرهتر میکند.
نکتهٔ کاربردی
بدون مفعول، خودِ نهاد تیرهتر میشود؛ با مفعول، چیزی باعث تیرهشدن چیز دیگری میشود.
