معنی ۱neutral · 90%
حالتی که در آن نور کم است یا اصلاً نوری وجود ندارد
مثالهای طبیعی
The building was suddenly in complete darkness.
ساختمان ناگهان در تاریکی کامل فرو رفت.
We could barely see through the darkness.
بهسختی میتوانستیم در تاریکی ببینیم.
Darkness filled the stage before the final scene.
پیش از صحنهٔ پایانی، تاریکی صحنه را فرا گرفت.
نکتهٔ کاربردی
`Darkness` در معنی فیزیکی خود معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— وضعیتی بدون نور قابلمشاهده

