معنی ۱neutral · 94%
واقعیتها، عددها یا اطلاعاتی که برای استفاده یا بررسی جمعآوری شدهاند
مثالهای طبیعی
We collected data from fifty students.
ما از پنجاه دانشآموز داده جمعآوری کردیم.
The app stores your data securely.
این اپلیکیشن دادههای تو را بهصورت امن ذخیره میکند.
The data shows a clear change this year.
دادهها امسال تغییر واضحی را نشان میدهند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی روزمره، data اغلب غیرقابلشمارش در نظر گرفته میشود و میتواند با فعل مفرد بیاید.

