معنی ۱neutral · 86%
زمانی در اوایل صبح که نخستین روشنایی روز پدیدار میشود.
مثالهای طبیعی
We planned to leave the campsite at daybreak.
برنامه داشتیم سپیدهدم از اردوگاه حرکت کنیم.
By daybreak, the fishing boats were already offshore.
تا سپیدهدم قایقهای ماهیگیری به آبهای دور از ساحل رسیده بودند.
The forest grew noisy just before daybreak.
درست پیش از سپیدهدم، جنگل پر از سروصدا شد.
نکتهٔ کاربردی
daybreak به پیداشدن نخستین روشنایی اشاره دارد، نه زمانی که صبح کاملاً روشن شده است.
