معنی ۱neutral · 95%
دیگر زنده نبودن
مثالهای طبیعی
The bird was already dead when we found it.
وقتی پرنده را پیدا کردیم، از قبل مرده بود.
They removed the dead tree from the garden.
آنها درخت خشکشده را از باغ خارج کردند.
The vet found the animal dead.
دامپزشک حیوان را مرده پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
dead شخص، حیوان یا گیاهی را توصیف میکند که دیگر زنده نیست.
ترکیبهای رایج
— زنده یا مرده بودن شخص یا چیزی

