صدایی را ضعیفتر، کمحجمتر یا کمتر شنیدنی کردن.
مثالهای طبیعی
Thick curtains deaden noise from the street.
پردههای ضخیم صدای خیابان را خفه میکنند.
The carpet deadened our footsteps in the hallway.
فرش صدای قدمهایمان را در راهرو خفه کرد.
New panels are deadening the echo around the room.
پنلهای جدید دارند پژواک صدا را در اتاق کم میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا deaden متعدی است: curtains deaden noise؛ بهطور معمول خودِ noise بدون مفعول، فاعلِ این فعل نمیشود.
