معنی ۱neutral · 90%
آخرین زمان یا تاریخی که تا آن باید کاری تکمیل شود
مثالهای طبیعی
The deadline for submitting the report is Friday.
مهلت نهایی ارسال گزارش جمعه است.
We worked late to meet the assignment deadline.
تا دیروقت کار کردیم تا به مهلت تکلیف برسیم.
The client agreed to extend the deadline by two days.
مشتری موافقت کرد مهلت را دو روز تمدید کند.
نکتهٔ کاربردی
`Deadline` بر آخرین زمان قابلقبول تمرکز دارد، نه صرفاً یک تاریخ برنامهریزیشده.

