معنی ۱neutral · 90%
دارای احتمال ایجاد مرگ
مثالهای طبیعی
The gas can become deadly in a closed room.
این گاز در یک اتاق بسته میتواند مرگبار شود.
Doctors are monitoring a deadly strain of the virus.
پزشکان در حال پایش گونهای مرگبار از ویروس هستند.
This snake is deadlier than most species nearby.
این مار از بیشتر گونههای اطراف کشندهتر است.
نکتهٔ کاربردی
`Deadly` خطر جدی برای جان را توصیف میکند، نه صرفاً چیزی ناخوشایند یا زیانآور.
