معنی ۱neutral · 85%
بر اثر صدای بسیار بلند، شنوایی کسی را مختل کردن یا او را از شنیدن درست ناتوان کردن.
مثالهای طبیعی
The explosion deafened two workers near the site.
انفجار، دو کارگر نزدیک محل را کر کرد.
Music at that volume could deafen you.
موسیقی با آن بلندی صدا ممکن است شنواییات را از بین ببرد.
The alarms were deafening everyone in the control room.
صدای آژیرها داشت همهٔ افراد اتاق کنترل را کر میکرد.
نکتهٔ کاربردی
deafen فعل است، اما deafening صفتی رایج برای صدای فوقالعاده بلند نیز هست.
